تبليغاتX
::.وشین وبلاگ فرهنگی سراوان .::
::.وشین وبلاگ فرهنگی سراوان .::

بازديد : مرتبه
تاريخ : جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391

 

اگر شما پسورد ویندوز XP خود را فراموش کردید و چون ویندوز شما راه اندازی نمی شود قصد دارید دوباره آن را نصب کنید دست نگهدارید .( یا اگر می خواهید وارد ویندوز دوستانتان شوید و حال اونارو بگیرید ) با ترفند زیر می توانید کلمه رمز را از ابتدای بارگذاری ویندوز حذف نمایید:

 برای اینکه پسورد ویندوز XP را رد کرده و وارد سیستم شوید، زمانی که صفحه welcome آمد، ۲ بار Alt+Ctrl+Delete را بزنید.دراین هنگام پنجره انتخاب کاربر باز میشود.

 حال در قسمت login name کلمه administrator را تایپ کنید و جای پسورد را خالی بگذارید و براحتی وارد ویندوز شوید .بکنید!!! از جمله تغییر و یا حذف کلمه رمز 

در واقع شما با اکانت ادمین (مدیر ویندوز) وارد سیستم شده اید و هر کاری که دلتان بخواهد میتوانید.

راهنمایی فعال سازی و قانونی نمودن ویندوز و رهایی از پیغامهای آزار دهنده Genuine :

                   جهت دانلود فایل کم حجم به لینک دانلودها مراجعه کنید .

   پس از دانلود عملیات زیر را به ترتیب انجام دهید من امتحانش کردم واقعاً عالی جواب داد .

- ابتدا هر پنجره و برنامه ای را که باز کرده اید ببندید چون بعد از عملیات فعال سازی مجبورید سیستم را ریستارت کنید
- بعد از دانلود فایل و خروج از حالت فشرده ، پوشه را باز کنید و فایل
wga validation tool.exe را اجرا کنید
- با اجرا کردن این فایل (
wga validation tool.exe) را شما دو سوال پرسیده می شود : به همه سوالات جواب YES را بدهید
- آخرین سوال مربوط به ریستارت شدن ویندوز بوده که می بایست آن را نیز تایید کنید
- بعد از ریستارت شدن ویندوز وارد پوشه
magic regfile شوید و فایل Add Licence To Your Windows.reg را اجرا کنید
- به سوالات خواسته شده بعد از اجرا کردن این فایل نیز جواب
YES را بدهید
- حالا ویندوز شما قانونی شده است . برای اطمینان می توانید فایل درون پوشه
Verify if your copy is Genuine or not را اجرا کنید.

گاهی در حالی که شما تنها کاربر ویندوز هستید ، باز هم پنجره ورود را مشاهده می کنید.

 برای اینکه این مسیر به طور خودکار طی شود، در Run دستور Control userpasswords2 (مواظب باشید فاصله را رعایت کنید) را وارد کرده ok را بزنید، بعد از ورود به محیط برنامه، در آن نام کاربری را که می‏خواهید به عنوان کاربر اصلی در نظر گرفته شود برگزینید.

 یادتان باشد گزینه ای نیز شبیه گزینه… User must enter a username and وجود دارد که باید آن را از حالت انتخاب خارج کنید.

 با تایید و بستن تمامی پنجره ها و راه اندازی مجدد رایانه تغییرات اعمال خواهد شد .

 


 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391

چه زماني ؟       براي چه ؟       چه بخوریم ؟

 

اگر حسابی اعصاب‌تان به هم ریخته، موز بخورید.

زمانی كه دیدید دكمه‌های لباس‌تان درست بسته نمی‌شوند، بروید سراغ موز. تحقیقات نشان داده یك موز متوسط 105 كالری و فقط 14 گرم قند دارد. همین مقدار شما را سیر كرده و قند خون را به شكل ملایمی بالا می‌برد. در ضمن همین موز 30 درصد ویتامین B6 مورد نیاز روزانه را تامین می‌كند. این ویتامین باعث می‌شود مقدار سروتونین تولید شده مغز اندكی افزایش یافته و توان مقابله با شرایط دشوار و اضطراب‌ها را در شما افزایش می‌دهد.
اگر می‌خواهید کلیه تان سنگ نسازد، زرد‌آلود بخورید.
هشت عدد زرد‌آلوی خشك حاوی 2 گرم فیبر و فقط 3 میلی‌گرم سدیم و 325 میلی‌گرم پتاسیم است كه همه این‌ها كمك می‌كنند مواد معدنی در ادرار تجمع پیدا نكرده و از تشكیل سنگ‌های اگزالات كلسیم جلوگیری شود. این سنگ‌ها شایع‌ترین نوع سنگ‌های كلیوی هستند. برای در امان ماندن از سنگ كلیه به‌خصوص اگر سابقه‌اش را دارید بقیه میان وعده‌ها را حذف كنید و برگه زردآلو بخورید.
اگر فشار خون‌تان بالاست، كشمش بخورید.
60 عدد كشمش تقریبا می‌شود یك مشت پر كه حاوی یك گرم فیبر و 212 میلی‌گرم پتاسیم است كه هر دو برای كنترل فشار خون بالا در قالب یك رژیم غذایی توصیه می‌شوند. مطالعات متعددی نشان داده كه پلی‌فنل‌های موجود در مواد‌غذایی مشتق از خانواده انگور مثل همین كشمش و آب انگور در حفظ سلامت قلبی عروقی تاثیر بسزایی دارند که كاهش فشار خون از آن جمله است.
اگر از سروصدای معده رنج می‌برید، ماست بخورید.
یك فنجان و نیم ماست طبیعی (كم‌چرب/پروبیوتیك) غذا را به شكل موثری از دستگاه گوارش عبور می‌دهد. از سوی دیگر ماست‌های پروبیونیك قابلیت هضم غذا به‌ویژه لبنیات و حبوبات را در روده‌ها بهبود می‌بخشند. همان‌طور كه می‌دانید این غذاها عامل ایجاد گاز در دستگاه گوارشی هستند و در نتیجه با خوردن ماست از این مزاحمت دور می‌مانید.
اگر بیش از حد سرفه می‌كنید، عسل بخورید.
در مطالعه‌ای كه توسط دانشمندان آمریكایی انجام گرفته، مشخص شده 2 قاشق چای‌خوری عسل قهوه‌ای و غلیظ بسیار موثرتر از داروهای بدون نسخه ضد‌سرفه، شدت و دفعات سرفه‌های شدید را در كودكان كاهش می‌دهد. آنتی‌اكسیدان‌های موجود در عسل و عوامل ضد‌میكروبی موجود در آن التهاب بافت‌های گلو را كاهش داده و بیمار را آرام می‌كند. البته به شرطی كه عسل واقعا طبیعی باشد!
اگر همیشه احساس خستگی می‌كنید، فلفل دلمه‌ای قرمز بخورید.
فلفل دلمه‌ای قرمز غنی از ویتامین C است. مطالعات نشان داده، ویتامین C بهترین ماده برای مقابله با استرس‌هایی است كه به واسطه رادیكال‌های آزاد ایجاد می‌شوند. از سوی دیگر ویتامین C در عین برطرف كردن خستگی، نقشی اساسی در سوخت و ساز آهن برعهده دارد كه به بدن كمك می‌كند اكسیژن بیشتری وارد جریان خون شود. كمبود اكسیژن یكی از اصلی‌ترین دلایل خستگی و ضعف بدنی است.
اگر می‌ترسید سرطان معده بگیرید، كلم بخورید.
مطالعه‌ای كه در سال 2002 در دانشگاه جانز‌هاپكینز صورت گرفته نشان داده، یك تركیب بسیار قدرتمند موجود در كلم به نام سولفورافان، هلیكو‌باكتر پیلوری(باكتری عامل زخم معده و روده) را پیش از ورود به دستگاه گوارش تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد و از كار می‌اندازد و حتی شاید در پیشگیری از ایجاد سرطان‌های دستگاه گوارش هم موثر باشد. یك فنجان پر از كلم 34 كالری دارد و 3 گرم فیبر و 75 درصد از نیاز روزانه به ویتامین
C را تامین می‌كند.
اگر مشكل سخت دارید، انجیر بخورید.
4 عدد انجیر خشك 3 گرم فیبر دارد كه باعث تنظیم حركات روده بزرگ و دفع بهتر می‌شود. خوردن این میوه باعث پیشگیری از عود مجدد هموروئید می‌شود. همچنین این مقدار انجیر 5 درصد پتاسیم و 10 درصد منگنز مورد نیاز روزانه را تامین می‌كند.
اگر دارای مشکلات شكمی هستید، ریحان بخورید.
مطالعات نشان داده، ماده شیمیایی اوژنول موجود در ریحان باعث از بین رفتن و پیشگیری دل درد، حالت تهوع، كرامپ‌های شكمی یا اسهال می‌شود. علت این موضوع از بین رفتن برخی از باكتری‌ها از جمله سالمونلا و لیستریا توسط اوژنول است. اوژنول یك ماده ضد‌اسپاسم است كه می‌تواند باعث بهبود كرامپ‌های شكمی شود. هر طور كه دوست دارید ریحان را بخورید.
اگر دچار كم‌خوابی هستید، گوشت بوقلمون بخورید.
حدود 85 گرم گوشت بوقلمون تقریبا حاوی كل تریپتوفان مورد نیاز روزانه بدن است. اسید آمینه تریپتوفان ماده‌ای ضروری است كه باعث تولید سروتونین و ملاتونین می‌شود كه هر دوی این‌ها باعث تنظیم خواب می‌شوند. مطالعات نشان داده افرادی كه از بی‌خوابی یا كم‌خوابی رنج می‌برند دچار كمبود تریپتوفان هستند.
اگر می‌خواهید از كسالت دور شوید، ماهی تن بخورید.
85 گرم از ماهی تن كنسرو شده حاوی حدود 800 میلی‌گرم امگا3 است. محققان معتقدند، امگا3 باعث رفع كسالت روحی و پیشگیری از اضطراب و بالارفتن روحیه می‌شود. اسیدهای چرب موجود در ماهی، توسط متخصصان تغذیه با عنوان درمانی موثر برای افسردگی توصیف شده است. خوردن ماهی تن با مقدار كمی نان تاثیر بهتری دارد چون كربوهیدرات موجود در نان، سروتونین خون را افزایش داده و باعث بهبود روحیه و دور شدن احساس كسالت می‌شود.
اگر همیشه از حالت تهوع رنج می برید، چای زنجبیلی بخورید.
مطالعات متعددی نشان داده، یك‌چهارم قاشق چای‌خوری پودر زنجبیل، نصف قاشق چای‌خوری ریشه خرد شده زنجبیل یا یك فنجان چای زنجبیل باعث كاهش حالت تهوع ناشی از بیماری حركت و حالت تهوع سفر و بارداری می‌شود. محققان هنوز به‌درستی نمی‌دانند چه ماده‌ای در زنجبیل باعث سركوب حالت تهوع می‌شود اما به‌هرحال این ماده بی‌خطر بوده و فاقد عوارض جانبی معمول داروهای ضد‌تهوع است.
اگر دچار سوزش معده هستید، چای بابونه بخورید.
چای بابونه باعث بهبود التهاب، اسپاسم و گاز دستگاه گوارش می‌شود. 2 قاشق چای‌خوری بابونه را به‌مدت 20 دقیقه در آب جوش دم كنید و كمی كه خنك شد میل كنید. برای برطرف شدن این مشكل لازم است چند بار در روز چای بابونه بخورید.



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم دی 1390

به سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه….

یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : به سلامتی بچه مدرسه ای ها
"
یه برگه از کیفتون بیرون بیارید "
به سلامتی بی ارزش ترین پول دنیا “تومن” چون هم تو هستی توش، هم من

به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه

به سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن که شبیه باباهاشون شن.نه مث جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون شن.

به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره

به سلامتی همه باباهایی که رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه

به سلامتی بیل!     که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.
به سلامتی سیم خاردار!
        که پشت و رو نداره

 به سلامتی اونی که بی کسه، ولی ناکس نیست

به سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390

یکی از بستگان خدا


شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد...

-آهای، آقا پسر!پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا هستید؟

-نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!

-آهان، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390

مانعى در مسير

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند!

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند.

آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

هر مانعى = فرصتی  است .

اما اين فرصت براي همگان قابل درك نيست .



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : دوشنبه نهم آبان 1390

يک حرکت زيبا از استاد با هوش

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند.

 اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.

بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او به نوعي توجيه كنند .

آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري جهت تحقيق رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم وفرصت مطالعه نداشتيم .»

استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد با آمادگي كامل براي امتحان به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. وسوال خيلي آساني بود به راحتي به آن پاسخ دادند .

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند. هر چهار نفر مات و مبهوت ماندند . سوال اين بود:

2-  ديروز در مسافرت شما كدام لاستيك ماشين پنچر شده بود؟  (95 نمره )

لاستيك جلو سمت راننده                 لاستيك جلو سمت شاگرد

لاستيك عفب سمت راننده               لاستيك عقب سمت شاگرد

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : سه شنبه سوم آبان 1390

معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...

دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:

چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد...
اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت..
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم..
اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ..



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : سه شنبه سوم آبان 1390

توصيه به دانشجويان دختر بي حوصله و عجول :

                              حواستون جمع استادای جوون دانشگاه باشه !

 

یکی از رفقا که مدت زیادی نیست که به سمت استادی یکی از دانشگاههای ايران خودمون نائل اومده نقل میکرد که ... :

 سر یکی از کلاس هام توی دانشگاه ، یه دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مونده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت :

 استاد ! خسته نباشید !!!

 البته منم به شیوه همه استاد های دیگه به درس دادن ادامه میدادم و عین خیالم نبود !

یه روز اواخر کلاس زیر چشمی می پاییدمش ! به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم :

خانوم .........  !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!

همه کلاس منفجر شدن از خنده ،

 نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد. زود مي آمد و آخرين نفر از كلاس مي رفت !!!!          هیچ وقت هم دیگه با اون کوله ندیدمش توی دانشگاه !!!

نتیجه اخلاقی : حواستون جمع استادای جوون دانشگاه باشه !



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم مهر 1390

مطلبی از يك دختر آریایی

موزوع انشاع : آنچه دوباره عزدواج مي دانيد بنوبيسيد!عروس

 هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرول دین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون پدربزرگمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من وليلي خیلی با هم می خوریم ومي نوشيم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ليلي چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ليلي از تو بیشتر هالیش می شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و ديويد خطر هم از زندان در می آید. من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ليلي بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی با پدر خانومش حرفش بشود.
ديويد خطر می گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ليلي تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن ديويد خطر هم خانه دار نبود و ديويدخطر مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین!
اما خانوم ديويدخطر هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید . ليلي هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ليلي از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه پدرخانم با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند ديويد خطر را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!                    این بود انشای من

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390

با سلام خدمت دوستان عزيز :

در اين پست از وبلاگ قصد دارم ترانه هاي شاد بلوچي براينان جهت دانلود معرفي كنم .

ياد آور مي شم اين آهنگها رو از منابع " سايت سونگ ساغر  و زكي موزيك هوادار خراطها " دريافت مي كنيد .     

 واقعاً جالب و جذابه پشيمون نمشيد .

دانلود آهنگ بلوچي ستاره و ستاره

مسلم حمل _نيم چم نگاه چاري

مسلم حمل _مثل گلاب پولا

مسلم حمل -زلف شپا شنگينه  

زار زار گزيته _ نشتگه تهي انتظاره

سامي وفادار _ يعني خمار چم مكن  



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : شنبه نوزدهم شهریور 1390

با سلام و عرض ادب خدمت مديران و معاونين محترم مدارس  :

چند تا لينك دانلود نرم افزارهاي كاربردي مدارس تحت اكسس ، از جمله نرم افزار حسابداري مدارس و انبارداري مدارس شبانه روزي و حضور و غياب كاركنان و دانش آموزان  از وبلاگ :  http://salmansoft.mihanblog.com   براتون گذاشتم از لينك هاي زير دانلود كنين و استفاده كنين .

                                                             منبع :  وبلاگ سلمان  اربابي

جهت دانلود بر روي متن مورد نظر كليك كنيد .

 يا كليك راست نموده و گزينه Save Target as "را انتخاب نماييد تا نرم افزار مورد نظر دانلود شود .

1- دانلود كامل فايل نصبي نرم افزار كامل حسابداري مدارس

 2- دانلود نگارش 1.6 نرم افزار حسابداري مدارس

3- دانلود نگارش 1.3نرم افزار نظم (مدیریت مرخصی و غیبت کارکنان ...)

4- دانلود نگارش 1.1 نرم افزار انبارداري

5- دانلود نگارش 1.1 نرم افزار انبارداري مدارس شبانه روزي

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390

نوشته هاي يك كودك ساده!!

 

نام و نام خانوادگي : امیر  دینامیت       كلاس ششم ازدبسستان چوسان قديم

موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زيرچرخ تريلي رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون دليل! من در پارسال خيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم چون مي دانم كه بچه اي به اين اندازه از هيچ كجاي خواهرم در نخواهد آمد! در سال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشيد و مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ميگويد: كپي بابایی ، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم عصباني مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيدي جمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه بسيار بد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي ناموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب(عرق) و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير .

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده

بسم الله الرحمن الرحيم

 داستان ها ،مطالب وشخصيت هاي آن زمان کتاب های دبستان در ياد وخاطره ها

 

با عرض سلام و خسته نباشيد :

مطالبي را كه خدمت شما ارائه مي كنم به نوعي شما را به دوران تحصيل ابتدايي تان مي برد كه در قالبي طنز گونه نوشته شده است .

مدتي پيش يك جلد كتاب فارسي اول دبستان كه چاپ 1367 در انباري خانه مان توجهم را جلب كرد چند صفحه اي از آن را ورق زدم آه و حسرت آموزش دردوران خودمان با معلمان مهربانم در ذهنم خطور كرد وچند لحظه اي مرا به آن دوران برد . فكر كنم شما هم حسرت آن روزگاران  كه چرا دوباره باز نمي گردند . چون همگي ما از آن دوران لحظات خوب وخوشي را به ياد داريم . بله دوران ابتدايي مشق و مدرسه را مي گويم .

 مدرسه دورانمان با ،ياد گرفتن لوحه هاي اول دبستان ،حفظ كردن شعرهايي چون باز باران ،مادر، يارمهربان ،روباه و زاغ ،انار،رنگين كمان و... بود.

در آن زمان الفبا با الف و ب و آب و بابا شروع مي شد حالا آب و بابا ، مادر و باران واسب آن مرد فراموش شده اند وآزاده و برادرش امين در كتاب بخوانيم ودسته هاي هزارتايي جاي يكي وده تايي ها وپنجاه و            صد هزارريالي جايگزين يك ريالي و دو ريالي هادر رياضي شده اند .

 مايع ها وجامدات نيز جاي خود را كم كم به انرژي هاي نوين هسته اي خواهند داد .

 هم اكنون آموزش الفبا از پ ، واو ، لام شروع میشود ،بابا دیگر آب نمیدهد چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده وسهميه بندي شده .

دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره تو اون اداره است..!!

مرغا ي حسنك هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا ، عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند .

چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و در لباس گرگ به ميهماني ميرن .

مامان شنگول ومنگول هم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، کوکب خانم مايکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره وازماست وپنيرهاي آماده استفاده ميكنه، کبری موهاشو مش کرده و اون تصميم هاي قديمي يادش رفته و حالا تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست،

حسنک گوسفنداشو فروخته و تاكسي قسطي خریده مسافرکشی می‌کنه، آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه چه برسه به تير و كمان . شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوستاش رفته كلاس زبان فرانسه ، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی،پتروس از بس با لب تاپ ، بازي ( آي جي آ )کرده انگشتش درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی هم دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت اسب بهشون فروخته بود و همه مريض شدن .

بله عزيزان و حاضرين گرامي اين مختصري ازخاطرات كتابها ،داستانها و موضوعات درسي دوران تحصيل من و شما بود با دوراني كه حالا فرزندانمان در آن به تحصيل علم و دانش مشغولند تفاوتهاي زيادي دارند . در پايان سوالي دارم وكمي به فكر فرو رويم چرا دوران ما اينقدر خاطره ها داشت و فراموش شدني نيست و در مقابل ،اين دوران كه خشك و بي روح شده است . بياييد دست به دست هم دهيم تا آن روزگاران را براي فرزندانمان بعنوان معلم دوباره زنده كنيم .

معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .

جا دارد از زحمات كليه معلمان مهربانم تقدير وتشكر نمايم و از راه دور دست مهربانشان را مي بوسم و   مي گويم .                         

والسلام

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : دوشنبه هشتم فروردین 1390

« بهترین آنتی ویروس هاي دنيا براي انسانها »

برگرفته از مطالبی در اینترنت ) : http://www.mardoman.net/life/qfacts


1- نماز: فكر ميكنم بهترين آنتی ویروس دنيا باشه كه خود خدا هم زير اين آنتی ویروس را امضاء و مهر كرده... باور نداري ؟!

« انَ الصلاة تنهي عن فحشا و المنكر» سوره عنكبوت/44

2- ماه مبارك رمضان: اين سري از آنتی ویروس ها مدت زمان طولاني براي شما كاربرد دارد و حتي باعث مي شود ويروس هايي كه با گناه وارد خود كرده ايد ازبين ببرند.
3- قرآن: براي اين آنتی ویروس بگويم كه نظيرش اصلاً وجود ندارد همه متخصصان آنتی ویروس يعني ( پيامبران ) جلوي اين كلام الهي زانو مي زنند... براي اثر كردنش اولين قدم ؛ خواندنش و فهميدن ؛ و پله آخر عمل كردن به آن است.
4- محبت اهل بيت: متاسفانه این نوع آنتی ویروس ها همه جا پخش نشده اند و به گفته ی صاحبانشان استفاده از آن ها برای کسانی مفید است که: واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند".
5- اذكار: اين ذكر بايد توسط متخصصشان تجويز بشود.
اخطار اخطار !!!
در مورد اين آنتی ویروس ها بايد بگويم نسخه هاي تقلبي زيادي وجود دارد مواظب باشيد.

آنتی ویروس
!!! :
وقتي انسان گناه ميكند به دليل جهلشان به ازاي هر گناه يك قدم از خدا دور ميشود اين فيلترها بر چشمانمان ؛ گوش هايمان ؛ و قلب ما سيطره مي زند و اگركسي دچار اين گناهان شد اگر به يكي از اين آنتی ویروس ها وصل باشد ... ان شا الله ... به راه مستقيم هدايت مي شود.

توجه !!! توجه !!!

از نسخه هاي اصلي و اورجينال استفاده كنيد ؛ نه نسخه هاي كرك شده ؟!؟!

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : دوشنبه هشتم فروردین 1390

بحر طویل «مستی و مهستي »

در ساعت عصرانه ............... با یك دو سه دیوانه...............

 رفتیم به میخانه ................ می  را بخوریم جمعی ..............

با پولای یارانه

یك ساقی فتانه ............... در داخل میخانه

 میریخت به پیمانه ............... تا بود به جیب ما

این پولای یارانه

ما یك دو سه پیمانه ................ خوردیم و سپس كردیم

یك مستی شاهانه .......................از پولای یارانه

جانا تو بگو ایندم ............... آنگاه كه مست هستیم !!

 بی چاك دهان هستیم ؟! ............ از یک قدحی مِی  ما  از  عقل و خرد رستیم؟

کلا تو بگو آیا ................در قائده، پست هستیم ؟!!!

بشنو كه در این مستی .....................كردیم كمی پستی

دادیم به این مستی از مائده و هستی

گفتیم به آن ساقی .............. دیگر نَبُود رمقی باقی

 ای ساقی فتانه .............. با حالت مستانه

ما را كه بَرَد خانه ................از این در میخانه

آن ساقی خوش رفتار ............. آن روبه خوش گفتار

با طعنه بگفتا :..................... بسیار بگفتم من

آی مستای دیوانه ............،نخوريد با پولای یارانه

عقلا نخورید می را .................بیش از دو سه پیمانه

 گفتیم كه ای ساقی ............. عمری نبود باقی

گور پدرٍ دنیا .............. بی پول و گدا هستیم

 فی الحال كه ما مستیم ....................  قربان تو ما هستیم

 بر میكده دل بستیم

تا بود همین بوده ....................تا هست همین هستیم

 گوئی تو كه ما  مستیم ............. در میكده بنشستیم ،

ما مست ز می هستیم ................. دانسته و میدانیم 

 اینك تو بگو جانم ................  ای تو  همه  اركانم

 ای تلخی در كانم

آیا همه عالم را ................. ناخورده شرابی را

از ناكس و از كس را  ............. هوشیار تو می بینی ؟

 در خواب خوش مستی....................... بیدار تو میبینی ؟

ما گر همگی مستیم ............... از عقل به می مستیم

آنها كه بجز از می............  از خوردن خون مستند

مستند ولی پستند ..................... از نوع بشر هستند؟!! 

حالا كه شد این معلوم .................. این قصه نا مفهوم

ای ساقی فتانه ................ با غیرت مردانه

 ما را تو بری خانه .............. از داخل میخانه ؟؟؟

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : دوشنبه نهم اسفند 1389

كسي كه همواره قرآن می خواند خداوند گوشت و پوست او رابا قرآن عجین می کند.

 

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده

نحوه ارسال اطلاعات سیستم های ارزشیابی تحصیلی راهنمایی -ابتدایی

برای ارسال اطلاعات سال .....       ادامه  مطلب  برين    جالبه   !!



ادامه مطلب...
نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده

توصيه هايي به مديران ومعاونين مدارس ابتدايي دراجراي برنامه سيستم ابتدايي ،راهنمايي وتوصيفي مدارس (تحت ويندوز )

با توجه به اینکه مشاهده شده برخی از مدارس .....          ادامه مطلب برين جالبه !!



ادامه مطلب...
نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : جمعه پانزدهم بهمن 1389

از معلمي پرسیدند ؟

ادب را از کی آموخته ای؟

 گفت: ادب را از پسرکی که در نقاشی خود خورشید را به رنگ سیاه کشیدتا  پدرش كه زیر نور آفتاب کار می کند سیاه نشه ؟



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
بازديد : مرتبه
تاريخ : جمعه پانزدهم بهمن 1389

« درس مشكلات زندگي »

استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند.بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟شاگردان جواب دادند 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم .......... استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا' وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد . استاد پرسيد :خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد ؟ يکي از شاگردان
 گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟شاگرد ديگري جسارتا' گفت دست تان بي حس مي شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا' کارتان به بيمارستان خواهد کشيد ....... و همه شاگردان خنديدند . استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم ؟شاگردان گيج شدند . يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.استاد گفت : دقيقا' مشکلات زندگي هم مثل همين است .اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد ، به درد خواهند آمد . اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود. فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است . اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند .هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد ، برآييد! پس همين الان ليوان هاتون رو زمين بذاريدزندگي کنيد ....


زندگي همينه

 



نوشته شده توسط عبدالصمد درزاده
آرشيو مطالب
ســـــــاعت

پيامك و لطيفه تصادفي


تقويم جلالي
آمار وبلاگ
پيش بيني وضعيت آب وهوا
مشخصات آي.پي شما
امکانات جانبی

کد متحرک کردن عنوان وب



ابزار رایگان وبلاگ
مدل لباس

 
تاريخ : <-PostDate->
<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->


ادامه مطلب...
ارسال توسط <-PostAuthor->
آخرین مطالب

قالب وبلاگ

پيامک عاشقانه

اسلایدر

دانلود آهنگ